خرید بک لینک
وای، باران؛ باران؛شیشه پنجره را باران شست . از دل من اما، چه کسی نقش تو را خواهد شست ؟ آسمان سربی رنگ، من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ . می پرد مرغ نگاهم تا دور، وای، باران، باران، پر مرغان نگاهم را شست . خواب رویای فراموشیهاست ! خواب را دریابم، که در آن دولت خواموشیهاست . من شکوفایی گلهای امیدم را در رویاها می بینم، و ندایی که به من میگوید : گر چه شب تاریک است دل قوی دار، سحر نزدیک است دل من، در دل شب، خواب پروانه شدن می بیند . مهر در صبحدمان داس به دست آسمانها آبی، پر مرغان صداقت آبی ست دیده در آینه صبح تو را می بیند . از گریبان تو صبح صادق، می گشاید پرو بال . تو گل سرخ منی تو گل یاسمنی تو چنان

برچسب: شیشه,پنجره,باران,شست, نویسنده: یگانه طاهری تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 13:06

سكه يك رو شادي و يك رو غم است
تا نيفتد پشت و رويش مبهم است

عشق شيرين است، اما عشق من !
ميوه هاي ِ تلخ و شيرين درهَم است

طعم خرمايي كه گاهي مي خورم
تلخي ِ پس لرزه ي شهر ِ بم است

هيچ مي داني چرا عاشق شدم ؟
چون دلم حس كرد يك چيزي كم است

موج پشتش از غم زخمي كه خود
مي زند بر پيكر ِ دريا خَم است

زخم هاي تازه گاهي وقت ها
روي ِ زخمي كهنه مثل ِ مرهم است


فكر مي كردم كه آدم مبتلا ست
عشق اما مبتلاي آدم است !

برچسب: سکه,شادی,است, نویسنده: یگانه طاهری تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 13:06

ای دل غمزده در سینه ی غمناک سلام کعبه ی عشق توئی پاک تر از پاک سلام مرهمی نیست کزآن درد تو آرام شود ای به زخم همگان مرهم و تریاک سلام بی سب نیست که دل نام نهادند ترا هر چه فهم است توئی خانه ادراک سلام هستی عالم امکان همه از خاک و گلند همه ی عالم هستی زتو ای خاک سلام خانه ای در قفس سینه ترا ساخته اند بنگر این خانه که باغیست پر از تاک سلام می از آن نوش مرا غصه فراموش کنم غصه می آورد این می می غمناک سلام جلیل چرخی(پائیز)

برچسب: غمزده, نویسنده: یگانه طاهری تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 13:06

دلگیرم

از دنیآ و روزگآرش

از بی کسی هآ و سکوت هآ!

این منم که اینگونه خسته ام

منی که همیشه خوب بودم و خندآن

منی که خنده هآیم مثآلی بود به مثآل ضرب المثل!

نمی توآنی بفهمی و البته عجیب هم نیست برآیم!

چون “تـو”، “من” نیستی!

پس لطفا قضآوتم نکن…

برچسب: قضآوتم,نکن, نویسنده: یگانه طاهری تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 13:06

صفحه بندی